تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

درد دلهای عاشقانه

دل شكسته:

  کسی نیست...

شبم بی ستاره است و من غمگین

راهم طولانی است من خسته

تاریکی آمده است و روشنایی مرده

تنهای تنها از جاده های خیال رویا ییم

می گذرم به امید دیدار تو

این تاریکی شوم مرا ویران کرد

رویاهای مرا در غصه پنهان کرد

نیست کسی که به من بیاموزد

راه و رسم عشق را

افسرده و ماتم زده تنها کنار رود کم آبی نشستم

که نیست در آن زلالی

فقط به امید دیدار تو....

+ نوشته شده در  85/06/28ساعت 20:45  توسط محسن عبدالله زاده  | 

دل شكسته:

  کسی نیست...

شبم بی ستاره است و من غمگین

راهم طولانی است من خسته

تاریکی آمده است و روشنایی مرده

تنهای تنها از جاده های خیال رویا ییم

می گذرم به امید دیدار تو

این تاریکی شوم مرا ویران کرد

رویاهای مرا در غصه پنهان کرد

نیست کسی که به من بیاموزد

راه و رسم عشق را

افسرده و ماتم زده تنها کنار رود کم آبی نشستم

که نیست در آن زلالی

فقط به امید دیدار تو....

+ نوشته شده در  85/06/28ساعت 20:44  توسط محسن عبدالله زاده  | 

 تا که بوديم نبود کسی کشت مارا غم بی همنفسی

+ نوشته شده در  85/06/12ساعت 22:28  توسط محسن عبدالله زاده  | 

درويشي که به تصادف در جهنم افتاد !!

داستان یک درویش

درويشي قصه زير را تعريف مي کرد:
يکي بود يکي نبود مردي بود که زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود.
وقتي مُرد همه مي گفتند به بهشت رفته است آدم مهرباني مثـل او حتما ً به بهشت مي رود.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي کيفيت فراگير نرسيده بود و استـقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.
فرشته نگهباني که بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به فهرست نام ها انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به جهنم فرستاد.
در جهنم هيچ کس از آدم دعوت نامه يا کارت شناسايي نمي خواهد هر کس به آنجا برسد مي تواند وارد شود.
مَرد وارد شد و آنجا ماند . . .
چند روز بعد شيطان با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه فرشته نگهبان را گرفت و گفت:
« اين کار شما تروريسم خالص است! »
نگهبان که نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد: چه شده ؟
شيطان که از خشم قرمز شده بود گفت:
« آن مَرد را به جهنم فرستاده ايد و آمده وکار و زندگي ما را به هم زده.از وقتي که رسيده
نشسته و به حرف هاي ديگران گوش مي دهد و به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در
جهنم با هم گفت و گو مي کنند يکديگر را در آغوش مي کشند و مي بوسند.
جهنم جاي اين کارها نيست! لطفا ً اين مَرد را پس بگيريد!! »
وقتي قصه به پايان رسيد درويش گفت:
« با چنان عشقي زندگي کن که حتي اگر بنا به تصادف در جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند

+ نوشته شده در  85/06/10ساعت 22:42  توسط محسن عبدالله زاده  | 

ميلاد با سعادت چهارمين اختر تابناك امامت و ولايت امام سجاد عليه السلام بر شيعيان مبارك باد

خداوندا من در کلبه فقيرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایت نداری ، چون من همچون تویی دارم ولی تو همچون خود كجا داری
+ نوشته شده در  85/06/07ساعت 22:48  توسط محسن عبدالله زاده  | 

میلاد با سعادت پرچمدار جانباز کربلا حضرت ابوالفضل العباس بر عاشقان حضرتش مبارک باد

سلام بر رشادت دستان حیدری ات! سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت! سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات! سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی! سلام بر تو و بر دستان آب آورت! سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است! خاک بوی بهشت می گیرد، آسمان، پایین می آید و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می کشد. نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد.
+ نوشته شده در  85/06/06ساعت 23:14  توسط محسن عبدالله زاده  | 

آسمان

نگاه به آسمان
+ نوشته شده در  85/06/03ساعت 23:34  توسط محسن عبدالله زاده  | 

زيباي خفته

دلبر
+ نوشته شده در  85/06/03ساعت 22:52  توسط محسن عبدالله زاده  | 

حرف هاي دلتنگي

سلام

امشب دلم گرفته ست دلم مي خواد فقط بنويسم از بي وفايي ها از سختي ها از رنجهاي كه كشيدم ميدونيد اين نقاشي ها همه وجود منه آخه من فقط وقتي مي كشم كه كه دلم گرفته باشه بعضي وقتا خودمم تعجب مي كنم كه چطور اينارو مي كشم ولي خوب اينا تمام عمر من هستند.

شايد باورش سخت باشه اما بهتره بگذريم 

اينارو بخونين شايد حرف دلم رو بهتر بفهميد:

                                       یک نظر بر آب کردم ابر باریدن گرفت

يک نظر بر يار کردم یار نالیدن گرفت

تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست

خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از من گرفت

چقدر سخته گل آرزوهاتو توي باغچه ي ديگه اي ببيني و هزار بار در خودت بشکني و اون وقت زير لب بگي گل من باغچه ي نو مبارک

 از این مردم گريزانم

مرا دیوانه می خوانند

نمیدانند که من تنهای تنهایم

نمیدانند که من شبگرد بی فردای شبهایم

که من تنهای تنهایم

 

 

 

+ نوشته شده در  85/06/02ساعت 22:16  توسط محسن عبدالله زاده  | 

وووو تو بزرگ بشي چي ميشي

اي شيطون
+ نوشته شده در  85/06/02ساعت 21:55  توسط محسن عبدالله زاده  |